![]() |
![]() |
|
| به نام آنکه ابری را میگریاند تا گلی را بخنداند... |
|
ای شکوه حماسه در سرا پرده حیرت !
ای زخم خورده نینوا !
ای بانوی خورشید های در بند!
ای زینب قهرمان!
تو که خود وسعتی به اندازه همه سوگ های آفرینش داشته ای!
تو که خود دریای بی کران اشک را ساحل بودی!
چگونه باید بر تو سو گواری نمود که ما سوگواری را از تو یادگار داریم .
تو که آواز سرخ کربلا را از حنجره بردباری ات به گوش تاریخ رساندی !
اگر این حنجره صبوری وآن نطق آتشین تو در کاخ یزیدیان نبود ، داستان
جانسوز آن ظهر عطشناک در کوچه های تاریخ به دست فراموشی
سپرده می شد.
زینب به دنیا آمده بود تا صبر را شرمنده کند ،
زینب (س) این اسطوره تاریخ را می گویم ، آمده بود تا عشق را مبهوت
لحظه های زلالش کند، آمده بود تا صدق و وفا را به جها نیان بیاموزد و متانت و
وقار را به نمایش بگذارد .
آمده بود تا رسالت خود را به انجام برساند ، مونس و یار برادر ، سالار
قافله حسینی و غمخوار اسیران باشد .
آمده بود تا فریا د بلند مظلومان باشد ، فریادی که پژواک آن هنوز هم از
ورای تاریخ به گوش شنوای دل های حق جویان می رسد.
ای بلند قامت صبر ای شکوه بی مانند به دست بوسی تو اهل عشق می آیند.
سالروز رحلت اسوه صبر و مقاومت بر
امام زمان (عج)
و همه دوستداران آن حضرت تسلیت باد.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 27 تیر1387ساعت 11:7 بعد از ظهر توسط جواد |
|
|
دوستان عزیزم سلام راستش یه مدت دلم گرفته و خیلی دل و دماغ بلاگ رو ندارم امروز اومدم تا دوریمون بیشتر از این طول نکشه...
گفت: تا شقایق هست زندگی باید کرد!
گفت: چشم ها را باید شست! گفتم: راست می گویی! چشم ها را باید شست! چشم هایم را شستم و از مغز سرم آویزان کردم و این بار نگاهم را عمق بخشیدم! نگاه کردم... باز هم نگاه کردم... ولی... ولی شقایقی ندیدم! تنها چیزی را که من می دیدم چند لاله واژگون بود! چند لاله که همه وجودشان داغدار بود! چند لاله که در میان کویر سوزان، سراسر وجودشان آتش گرفته بود! لالهها هم دیگر نای ماندن نداشتند! گفتم: این ها دیگر چیست!؟ چرا اینقدر لاله ها پژمرده اند!؟ گفت: از من می پرسی!؟ گفتم: پس از که بپرسم!؟ گفت: از خودت! از اهالی این شهر! از مردم این سرزمین! گفتم: چه بپرسم!؟ خندید و رفت! او خود نیز لاله ای دل سوخته بود و من ندانسته بودم! من این را وقتی فهمیدم که پارچه سه رنگی را بر روی تابوت چوبی اش دیدم! او رفت و داغی بر دلم نهاد! او رفت و مرا با سؤالی بی جواب تنها گذاشت! و حال من مانده ام و سؤالی و سنگ قبری مزین به نام شهیدی! می گویم: نه راهست این که بگذاری مرا بر خاک و بگریزی! او دیگر چیزی نمی گوید! فقط از پشت شیشه قاب عکسش، نگاهم می کند و می خندد و می خندد و می خندد ( بیاد شهید حاج حبیب رمضانی )
بر امت مسلمان مبارك باد
دوستان عزیزی که مایل می باشند مطالبی بسیار مفید در زمینه ماه مبارک رجب را مطالعه کنند می توانند به ادامه مطلب مراجه نمایند.
هلال ماه رجب، زندگي و تولـدي دوباره را بـه عاشقان نويد مي دهد. ماه رجـب فصل جديدي در كتاب زندگي مي گشايد كه از عطر دل انگيز نيايش سرشار است. پيامبر رحمت (صلي الله عليه و آله) با ديدن هلال ماه مبارك رجب، دست به دعا بر مي داشت و ....
التماس دعا
تقارن حلول ماه مبارک رجب را با روز جمعه به فال نیک می گیریم و خداوند متعال را به عزت این ماه قسم می دهیم در فرج یگانه منجی عالم بشریت حضرت اباصالح المهدی (عج) تعجیل بفرماید. آمیـــــــــــــــــــــــــن
جمعه یعنی زانوی غم در بغل بر سر سجاده های العجل جمعه یعنی اشک های انتظار جمعه یعنی شکوه از هجران ایر جمعه یعنی آه ، الغوث ، الامان در فراق مهدی صاحب زمان تعجل در فرجش صلوات الهم عجل لولیک الفرج
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه 14 تیر1387ساعت 4:3 بعد از ظهر توسط جواد |
|
|
ایام سوگواری ام ابیها حضرت فاطمه زهرا(س) و رحلت جانگداز فرزند پاکش حضرت امام خمینی (ره) بنیانگذار کبیر جمهوری اسلامی را به شما و تمامی شیفتگان راه حق و ولایت تسلیت عرض می نمایم.
گاهی اوقات عکس ها از صد جمله هم زیبا تر با آدم حرف میزنند .... امان ار در سوخته... ای کاش فلک اینهمه اسرار نداشت ای کاش مدینه در و دیوار نداشت فریاد دل محسن زهرا این است ای کاش در سوخته مسمار نداشت
این شبا خونه حیدر چه خبره؟؟؟ هر کسی یه گوشه ای نشسته و به زیر لب دعا داره... برا تنها یار حیدر طلب شفا داره......
یا فاطمه من عقده دل وا نکردم گشتم ولی قبر تو را پیدا نکردم
السلام علیک ایتها الصدیقة الشهیدة
السلام علیک یا روح الله
نمی دانم چرا کسی برای تحسین زیبائی آواز قناری ها دستی نمی زند... یا برای تبریک گفتن تولد شکوفه های رنگارنگ شاخه گلی نمی فرستد نمی دانم چرا وفا و صداقت را غرق در مرداب ریا می کنند و رنگهای لبریز از عشق را پشت میله های انتظار و کینه و حسرت محبوس نمیدانم چرا کسی برای مرگ عاطفه ها مجلس عزا نمی گیرد و در سوگ آرزوهای بر دل مانده سیاه نمی پوشد.. اما خوب می دانم که ما به این عادتها هادت کرده ایم!!!
وباز هم با نگاهی به تقویم دلامون میرسیم به امروز...یعنی
جمعه
نهاد آدینه را موعود دیدار دو صد آدینه رفت اما نیامد
چه انتظار عجیبی ، تو بین منتظران هم « عزیز من » چه غریبی عجیبتر آنکه چه آسان نبودنت شده عادت !!! چه بیخیال نشستیم ، نه کوششی نه وفائی ، فقط نشسته ایم و گفتیم... خدا کند که بیائی!!!
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیـة و النصر
التماس دعا
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 10 خرداد1387ساعت 2:41 بعد از ظهر توسط جواد |
|
|
سلام.... امروز اومدم تا از بعضی ها براتون بگم... خواهدنش خالی از لطف نیست...بخون تا بعضی از آدمای دور و برت رو بهتر بشناسی و شاید هم خودت رو...!!!! پس بدون هیچ مقدمه ای می رم سر اصل مطلب...
بعضيها شعرشان سپيد است، دلشان سياه، بعضيها شعرشان كهنه است، فكرشان نو، بعضيها شعرشان نو است، فكرشان كهنه، بعضيها يك عمر زندگي ميكنند براي رسيدن به زندگي، بعضيها زمينها را از خدا مجاني ميگيرند و به بندگان خدا گران ميفروشند. بعضيها حمال كتابند، بعضيها بقال كتابند، بعضيها انبارداركتابند، بعضيها كلكسيونر كتابند بعضيها قيمتشان به لباسشان است، بعضي به كيفشان و بعضي به كارشان، بعضيها اصلا قيمتي ندارند، بعضيها به درد آلبوم ميخورند، بعضيها را بايد قاب گرفت، بعضيها را بايد بايگاني كرد، بعضيها را بايد به آب انداخت، بعضيها هزار لايه دارند بعضيها ارزششان به حساب بانكيشان است، بعضيها همرنگ جماعت ميشوند ولي همفكر جماعت نه، بعضيها را هميشه در بانكها ميبيني يا در بنگاهها. بعضيها در حسرت پول هميشه مريضند، بعضيها براي حفظ پول هميشه بيخوابند، بعضيها براي ديدن پول هميشه ميخوابند، بعضيها براي پول همه كاره ميشوند. بعضيها نان نامشان را ميخورند، بعضيها نان جوانيشان را ميخورند، بعضيها نان موي سفيدشان را ميخورند، بعضيها نان پدرانشان را ميخورند، بعضيها نان خشك و خالي ميخورند، بعضيها اصلا نان نميخورند، بعضيها با گلها صحبت ميكنند، بعضيها با ستارهها رابطه دارند. بعضي ها صداي آب را ترجمه ميكنند. بعضي ها صداي ملائك را ميشنوند. بعضي ها صداي دل خود را هم نميشنوند. بعضي ها حتي زحمت فكركردن را به خود نميدهند. بعضي ها در تلاشند كه بيتفاوت باشند. بعضي ها فكر ميكنند چون صدايشان از بقيه بلندتر است، حق با آنهاست. بعضي ها فكر ميكنند وقتي بلندتر حرف بزنند، حق با آنهاست. بعضي ها براي سيگار كشيدنشان همه جا را ملك خصوصي خود ميدانند. بعضي ها فكر ميكنند پول مغز ميآورد و بي پولي بي مغزي. بعضي ها براي رسيدن به زندگي راحت، عمري زجر ميكشند. بعضي ها ابتذال را با روشنفكري اشتباه ميگيرند. بعضي از شاعران براي ماندگار شدن چه زجرها كه نميكشند. بعضي ها يك درجه تند زندگي ميكنند، بعضيها يك درجه كند. هيچكس بيدرجه نيست. بعضي ها حتي در تابستان هم سرما ميخورند. بعضي ها در تمام زندگيشان نقش بازي ميكنند. بعضي از آدمها فاصلة پيوندشان مانند پل است، بعضي مانند طناب و بعضي مانند نخ. بعضي ها دنيايشان به اندازه يك محله است، بعضي به اندازه يك شهر، بعضي به اندازه كرة زمين و بعضي به وسعت كل هستي. بعضي ها به پز ميگويند پرستيژ بعضي ها خيلي جور هاي مختلف هستند .
آيا شما هم از اين بعضي ها هستيد ؟؟ و اما امروز... امروز جمعه است و متعلق به یگانه منجی عالم بشریت...
۱۱۶۹ سال است که مردی در انتظار ۳۱۳ مرد است.. و چقدر مرد شدن زمان میبرد....!!!
الهم عجل لولیک الفرج
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 6 اردیبهشت1387ساعت 2:12 بعد از ظهر توسط جواد |
|
|
صفحه نخست ارتباط با مدير از گذشته ها چه خبر |
| حرف اول |
اگر خدا كفيل رزق است غصه چرا؟
اگر رزق تقسيم شده است حرص چرا؟ اگر دنيا فريبنده است اعتماد به آن چرا؟ اگر بهشت حق است تظاهر به ايمان چرا؟ اگر قبر حق است ساختمانهای مجلل چرا؟ اگر جهنم حق است اين همه ناحق چرا؟ اگر حساب حق است جمع مال چرا؟ اگر قيامتی هست خيانت چرا؟؟؟ |
| آرشيو موضوعي |
|
داستانهای کوتاه روانشناسی فقط امام زمان... زنان عکسدونی شهدا و جانبازان دل نوشته... |
|
RSS
|