![]() |
![]() |
|
| به نام آنکه ابری را میگریاند تا گلی را بخنداند... |
|
نجوای عاشقانه اگر خداوند يک آرزوی انسان را بر آورده می کرد ؛ من آرزو می کردم دوباره ديدن تو را و تو آرزو می کردی
هرگز نديدن مرا آنگاه نمی دانم به راستی خداوند کدام را می پذيرفت؟
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 16 فروردین1385ساعت 7:12 بعد از ظهر توسط جــــــــــــــــــواد |
|
|
عشق چیست؟
از استاد دینی پرسیدند عشق چیست؟ گفت:حرام است.
از استاد هندسه پرسیدند عشق چیست؟ گفت:نقطه ای که حول نقطه ی قلب جوان میگردد.
از استاد تاریخ پرسیدن عشق چیست؟ گفت:سقوط سلسله ی قلب جوان.
از استاد زبان پرسیدند عشق چیست؟ گفت:همپای love است .
از استاد ادبیات پرسیدند عشق چیست؟ گفت : محبت الهیات است . از استاد علوم پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عنصری هست که بدون اکسیژن می
سوزد. از استاد ریاضی پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عددی هست که هرگز تنها نیست. از استاد فیزیک پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آدم رباتی هست که قلب را به سوی
خود می کشد. از استاد انشا پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها موضوعی است که می توان توصیفش
کرد. از استاد قرآن پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آیه ای است که در هیچ سوره ای وجود
ندارد . از استاد ورزش پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها توپی هست که هرگز اوت نمی شود. از استاد زبان فارسی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها کلمه ای هست که ماضی و
مضارع ندارد. از استاد زیست پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها میکروبی هست که از راه چشم وارد می
شود. از استاد شیمی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها اسیدی هست که درون قلب اثر می
گذارد.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 16 فروردین1385ساعت 6:56 بعد از ظهر توسط جــــــــــــــــــواد |
|
|
هر گز لبخند را ترک مکن حتی زمانی که ناراحتی چون امکان دارد کسی عاشق لبخند تو باشد . هیچ کسی لیاقت اشکهایت را ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد باعث اشک ریختن تو نمی شود. بدترین شکل دل بستگی به کسی ان است که در کنارش باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 16 فروردین1385ساعت 6:53 بعد از ظهر توسط جــــــــــــــــــواد |
|
|
اين روزا اين روزا عادت همه رفتن ودل شكستنه درد تموم عاشقا پاي كسي نشستنه اين روزا مشق بچه ها يه صفحه آشفتگيه گرداي رو آينه ها فقط غم زندگيه اين روزا درد عاشقا فقط غم نديدنه مشكل بي ستاره ها يه كم ستاره چيدنه اين روزا كار گلدونا از شبنمي تر شدنه آرزوي شقايقا يه شب كبوتر شدنه اين روا آسمونمون پر از شكسته باليه جاي نگاه عاشقت باز توي خونه خاليه اين روزا كار آدما دلهاي پاك رو بردنه بعدش اونو گرفتن و به ديگري سپردنه اين روزا كار آدما تو انتظار گذاشتنه ساده ترين بهانشون از هم خبر نداشتنه اين روزا سهم عاشقا غصه و بي وفاييه جرم تمومشون فقط لذت آشناييه اين روزا توي هر قفس يكي دو تا قناريه شبها غم قناريها تو خواب خونه جاريه اين روزا چشماي همه غرق نياز شبنمه رو گونه هر عاشقي چند قطره بارون غمه اين روزا ورد بچه ها بازي چرخ و فلكه قلباي مثل دريامون پر از خراش و تركه اين روزا عادت گلها مرگ و بهونه كردنه كار چشماي آدما دل رو ديونه كردنه اين روزا كار رويامون از پونه خونه ساختنه نشونه پروانگي زندگي ها رو باختنه اين روزا تنها چارمون شايد پرنده مردنه رو بام پاك آسمون ستاره رو شمردنه اين روزا آدما ديگه تو قلب هم جا ندارن مردم ديگه تو دلهاشون يه قطره دريا ندارن اين روزا فرش كوچه ها تو حسرت يه عابره هر جا يكي منتظر ورود يه مسافره اين روزا هيچ مسافري بر نمي گرده به خونه چشاي خسته تا ابد به در بسته مي مونه اين روزا قصه ها همش قصه دل سوزوندنه خلاصه حرف همه پر زدن و نموندنه اين روزا درد آدما فقط غم بي كسيه زندگيشون حاصلي از حسرت و دلواپسيه اين روزا خوشبختي ما پشت مه نبودنه كار تموم شاعرا فقط غزل سرودنه اين روزا درد آدما داشتن چتر تو بارونه چشماي خيس و ابريشون همپاي رود كارونه اين روزا دوستا هم ديگه با هم صداقت ندارن يه وقتا توي زندگي همديگر و جا مي ذارن جنس دلاي آدما اين روزا سخت و سنگيه فقط توي نقاشيا دنيا قشنگ و رنگيه اين روزا جرم عاشقي شهر دل و فروختنه چاره فقط نشستن و به پاي چشمي سوختنه اسم گلا رو اين روزا ديگه كسي نمي دونه اما تو تا دلت بخواد اينجا غريب فراوونه اين روزا فرصت دلا براي عاشقي كمه زخماي بي ستاره ها تشنه ياس مرهمه اين روزا اشك مون فقط چاره ي بي قراريه تنها پناه آدما عكساي يادگاريه اين روزا فصل غربت عشق و يبدهاي مجنونه بغضاي كال باغچه منتظر يه بارونه اين روزا دوستاي خوبم همديگر رو گم ميكنن دلاي پاك و ساده رو فداي مردم ميكنن اين روزا آدما كمن پشت نقاب پنجره كمتر ميبيني كسي رو كه تا ابد منتظره مردم ما به همديگه فقط زود عادت مي كنن حقا كه بي وفايي رو خوب هم رعايت ميكنن درسته كه اينجا همه پاييزا رو دوست ندارن پاييز كه از راه ميرسه پا روي برگاش مي ذارن اما شايد تو زندگي يه بغض خيس و كال دارن چند تا غم و يه غصه و آرزوي محال دارن اين روزا بايد هممون براي هم سايه باشيم شبا يه كم دلواپس كودك همسايه باشيم اون وقت دوباره آدما دستاشون رو پل ميكنن درداي ارغواني رو با هم تحمل مي كنن اگه به هم كمك كنيم زندگي ديدني ميشه بر سر پيمان مي مونن دوستاي خوب تا هميشه اما نه فكر كه ميكنم اين كار يه كار ساده نيست انگار براي گل شدن هنوز هوا آماده نيست |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 8 فروردین1385ساعت 7:48 بعد از ظهر توسط جــــــــــــــــــواد |
|
|
ای کاش میشد
کاش می دانستیم زندگی کوتاست
کاش از ثانیه های زندگی لذت می بردیم
کاش قلبی رو برای شکستن انتخاب نمی کردیم
کاش همه را دوست داشتیم
کاش معنی صداقت را ما هم می فهمیدیم
کاش هیچ کودک فقیری دیگر خواب نان تازه وداغ را نمی دید
کاش دلهایمان دریایی می شد
کاش می فهمیدیم زندگی زیباست
و
لذت می بردیم تا نهایت
کاش میدانستیم که ما نمی دانیم فردا برایمان چه اتفاقی می افتد
کاش بهانه ای برای ناراحت کردن دلهای زخم خورده نبود
کاش...
کاش...
کاش... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 8 فروردین1385ساعت 7:31 بعد از ظهر توسط جــــــــــــــــــواد |
|
|
ضد حال یعنی..... ضدحال يعنی وقتی يه قرار لطيف تو اينترنت داری connect نشی! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 8 فروردین1385ساعت 7:11 بعد از ظهر توسط جــــــــــــــــــواد |
|
|
دوست معمولي ، دوست واقعي دوست معمولي هيچگاه نميتواند گريه تورا ببيند. دوست واقعي شانه هايش از گريه تو تر خواهد بود. دوست معمولي اسم کوچک والدين تو را نميداند. دوست واقعي شايد تلفن آنها را جايي نوشته باشد. دوست معمولي يک جعبه شکلات براي مهماني تو ميآورد. دوست واقعي زودتر به کمک تو مي آيد و تا دير وقت براي تميز کردن ميماند دوست معمولي از دير تماس گرفتن تو دلگير و ناراحت ميشود دوست واقعي ميپرسد چرا نتوانستي زودتر تماس بگيري؟
دوست معمولي دوست دارد به مشکلات تو گوش کند. دوست واقعي سعي در حل آنها ميکند.
دوست معمولي مانند يک مهمان عمل ميکندو منتظر ميماند تا از او پذيرايي کني.
دوست واقعي به سوي يخچال رفته و از خود پذيرايي ميکند. دوست معمولي مي پندارد که دوستي شما بعد از يک مرافعه تمام مي شود.
دوست واقعي ميداند که بعد از يک مرافعه دوستي محکمتر ميشود.
دوست واقعي کسي است که وقتي همه تو را ترک کرده اند با تو مي ماند
بگذار تا دل من بي انتها تكرار كند كه تنها تو را مي خواهد فقط تو را ...! ************************* |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 6 فروردین1385ساعت 7:48 بعد از ظهر توسط جــــــــــــــــــواد |
|
|
صفحه نخست ارتباط با مدير از گذشته ها چه خبر |
| حرف اول |
|
اینجا حرف از دل است...از دلهای خسته
از دل مشغولی ها این دل مشغولی می تواند غربت مهدی باشد یا دوری یار این دل مشغول می تواند اجتماعی باشد یا سیاسی این دل مشغولی می تواند روحی باشد یا جسمی خلاصه اینجا مأمنی است برای دلهای خسته.... مأمنی است برای خسته دلان |
| آرشيو موضوعي |
|
داستانهای کوتاه روانشناسی فقط امام زمان... زنان عکسدونی شهدا و جانبازان دل نوشته... |
|
RSS
|