تبليغاتX
به سرای خسته دلان خوش آمدید.....
به نام آنکه ابری را میگریاند تا گلی را بخنداند...
 

دوستان عزیزم سلام

اولآ ببخشید که یکم دیر اپ کردم.به خدا این چند وقت خیلی سرم شلوغ بود.

جواب انتخاب رشته های دانشگاه از یک طرف و این گواهینامه لعنتی هم از طرف دیگه تقریبآ همه

وقتمو اشغال کرده.به طوریکه حتی چند تا از نزدیکترین دوستام هم ازم دلخور شدن که چرا کم براشون

وقت میذارم.....

خب بگذریم

بریم سر اصل مطلب

بچه ها دست همتون درد نکنه.

شاید اگه اون روزی که تصمیم گرفتم این کار جدید رو شروع کنم،یه نفر پیدا می شد و از خودم میپرسید

که احتمال میدی چقدر استقبال کنن،بدون تردید میگفتم:

اگه خیلی بخوان استقبال کنن ۱۰-۲۰ کامنت.....حالا اگه بخوان مرام و معرفتو بترکونن و خیلی لطفشون

شامل حالم بشه،دیگه تعداد کامنت ها از ۳۰ بالاتر نمیره

ولی شما اینقدر خوب هستین که در کمتر از ۴۸ ساعت تعداد کامنت های این پست بالای ۳۰ هم رسید

یک امار باورنکردنی.....حتی برای خود من.

در وحله اول بسیار خوشحالم

که اکثر شما عزیزان با نظر من(سعی بر خارج کردن وبلاگ ها از یکنواختی و تنوع بخشیدن انها با

مطالب مفید و اموزنده)موافقت کردید.خب خدارو شکر که یه بار هم یه عده پیدا شدن و مارو اندر

احوالاتمون تصدیق فرمودن.

ولی یادتون باشه یه تصدیق خشک و خالی به درد من نمیخوره.من میخوام یه حرکتی رو اغاز کنم

که مطمئننآ بدون همیاری شما عزیزان ابطر میمونه.

                                

 

و حالا نوبت میرسه به پاسخهای شما عزیزان به سوال این بنده حقیر:

جوابا تون برای شخص شخیص بنده که خیلی عبرت اموز بود و چیزای زیادی از همین یه سوال

کوچیک یاد گرفتم.

وقتیکه بین پاسخها جستجو میکنیم و اونارو به دقت بررسی میکنیم،متوجه میشیم افرادی که قبول

زحمت کردن و پاسخ دادن به سه دسته تقسیم میشن.

دسته اول که کمترین تهداد کانت ها رو به خودشون اختصاص دادن،افرادی بودن کم حوصله و تنبل

افرادی که افرادی که حتی حاضر نشدن زحمت چند دقیقه فکر کردن رو در مورد این سوال ساده به

خودشون بدن و با گفتن نظری ندارم و یا .....خودشونو راحت کردن.امیدوارم این افراد در راه پر پیچ و

خم زندگی با این تنبلی به موفقیت دست پیدا کنن......فقط امیدوارم

اینا باید دنبال یه نیمکت خالی و یه فضای اروم باشن

چون شدیدآ به فکر کردن نیاز دارن

 

دسته دوم افرادی بودند که به خاطر شکست های احتمالی در زندگی به همه چیز بد بین شدن و

خودشون و ادمای مثل خوشونو بد شانس ترین افراد رئی این کره خاکی میدونن.اما به نظر من اکثر

این افراد فقط به خاطر بی تدبیری و کم دقتی خودشون بوده که به اینجا رسیدن.نمی خوام بگم

شانس هیچ دخالتی در این امور نداشته....نه......حتمآ شانس هم دخیل بوده...اما نظر من اینه که

هیچ وقت شانس نمیتونه یه سرنوشت و یا یه تقدیر رو عوض کنه......پس اینو تو گوشمون فرو کنیم

که همه چیز دست خود ماست.....زندگی مال ماست و ما باید انرا بسازیم...همین

شاید یه خرده راهمون دور باشه....

ولی چاره نداریم....باید بریم....

تحت هر شرایطی...

 

 

دسته سوم هم که خوشبختانه بیشترین تعداد کامنت ها رو به خودشون اختصاص داده بودن،افرادی

بودن دقیقآ بر عکس دسته دوم.

یعنی جوونایی که یا هیچ اعتقادی به شانس نداشتند و یا اگر هم داشتند اونو تو تعیین سرنوشتشون

دخیل نمی دونستن.

این دسته از ادما

چتر امید و توکل رو بالای سرشون نگه میدارن

تا بارون سختیا شونه هاشونو خیس نکنه

 

 

نتیجه گیری:

نتیجه نهایی اینکه خوشبختانه بیش از ۶۰-۷۰ درصد جوانان زندگیو مال خودشون میدونن و میخوان

اونو با زحمتای خودشون بسازن و منتظر نمیمونن تا شاید یه روزی بیاد و شانس در خونشونو بزنه

و یه شبه ره صد سالرو طی کنن.

و اما حسن ختام این پست:

به نظر من بد شانس ترین افراد کسانی هستند که روز ۳۰ اسفند به دنیا اومدن

چون مجبورن

هر ۴ سال یه بار جشن تولد بگیرن

بچه های ۳۰ اسفندی غصه نخورین برو بچه های خسته دلان به یاد شما هستند

تولدتون مبارک  

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 شهریور1385ساعت 6:40 قبل از ظهر  توسط جــــــــــــــــــواد | 
 

دوستان عزیز و گلم سلام

راستش یه جورایی از یکنواخت شدن وبلاگ خسته شدم

نه تنها سرای خسته دلان،بلکه همه وبلاگ ها

یکم که دقت کنیم می بینیم همه ولاگا شدن ۲ تا دونه عکسو ۴ تا دونه شعر و بعضیاشون که دیگه

خیلی دکتر و مهندس باشن ۵-۶ مطلب علمی توش میذارن و تموم میشه میره

به نظر من وبلاگ باید یه جایی باشه که یه سری جوون به عقاید یکسان بنشینن و با هم در مورد

مسائل مختلف اختلاط کنن.

حالا حتمآ هم لازم نیست یه بحث داغ سیاسی یا بحث داغ ورزشی و یا هزاران بحث دیگه ای

که همه ما میدونیم بی فایده است باشه

این موضوع میتونه یه سوال کوچیک و ساده باشه

می خوام اولین قدمو تو این راه بردارم

قبلآ لازم میدونم از همه عزیزانی که تو این چند هفته اخیر منو با نظرای قشنگشون شرمنده کردن،

تشکر کنم.

و اما...

حالا من ایجا یه سوال مطرح می کنم

دلم میخواد هر کی هر جوابی که به ذهنش میرسه بگه

میخوام ازتون عاجزانه خواهش کنم  هرعزیزی که اعتقاد داشت این قدم جدید

یا این سوال بنده مسخره بازی و .... از این جور حرفاست

این نظرش را هم در قسمت نظرات وبلاگ ثبت کنه

پیشاپیش از همکاری صمیمانه همه شما دوستان کمال تشکر را دارم

در ضمن منتظر جواب این سوال نیز از جانب خود من باشید

منتظر نظراتون هستم

یا حق


به نظر شما

بد شانس ترین افراد چه کسانی هستند؟؟؟

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 11 شهریور1385ساعت 0:24 قبل از ظهر  توسط جــــــــــــــــــواد | 

 

    روزهای تنهايی   

تا حالا شده به یه فرشته ی نجات بر بخوری ؟

تا حالا شده به کسی برسی که انگار سال ها به دنبالش بودی تا در کنارش به آرامش برسی ؟

آرامشی وصف ناپذیر . آرامشی که از نبودنش بترسی .

اون موقعس که آنچنان دلتنگش می شوی که عین دیوونه ها از یه لحظه نبودنش می ترسی .

اون موقع که دلت می خواد ثانیه به ثانیه ی زندگیت رو در کنارش باشی .

اون موقع که لحظه به لحظه در نبودنش دلت براش تنگ می شه .

اون موقع که فکر می کنی چرا نمی شه آدمارو گذشت تو چمدون تا بتونه هر جا میره

اونارم ببره ..

اون موقع که پای تلفن دلت می خواد به صداش گوش بدی . حتی اگه حرفی برای گفتن

نداشته باشی گوشی رو نگه می داری که به صدای نفس کشیدنش گوش بدی و از صدای

دم و بازدمش آرامش بگیری .

اون موقع که اسم دیوونه رو روت می زارن و با نگاه های مملو از تمسخر نگات می کنن

و سعی می کنن خوردت کنن .

اون موقع که وقتی تو تنهایی بهش فکر می کنی آنچنان تپش قلبی می گیری که احساس

می کنی الانه که قلبت بیفته جلوی پات .

به همین سادگی ...

حالا فهمیدی چرا را به را دلم برات تنگ می شه 

اره؟؟؟ فهمیدی؟؟؟

فهمیدی یا بازم برات بگم؟؟؟ 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 شهریور1385ساعت 10:24 قبل از ظهر  توسط جــــــــــــــــــواد | 

 

دوستان عزیز سلام

شاید حدود ده روز دوری من از وبلاگ بی سابقه بوده به همین دلیل شدیدآدلم براتون تنگ شده.

حالا بعد از ده روز با دست پر اومدم

با یه سری عکسای توپ

با یه سری مطالب و اشعار زیبا

امیدوارم خوشتون بیاد

راستی لازم می دونم یه توضیح کوچیک در رابطه با اون پست ویژه ویژه که قولشو داده بودم،بدم.

راستش روز ۸ شهریور تاریخ تولد این بنده حقیره

و می خواستم یه جشن تولد کوچیک تو وبلاگ واسه خودم راه بندازم و یه سری از عکسامو بذارم

تو وب.اما به دلیل آماده نشدن عکسها فعلآ از نوشتن این پست معذورم

در صورت اماده شدن عکسای شخصیم حتمآ اونارو در معرض دید شما عزیزان قرار میدم(اوهو چه لفظ

قلم شد !!!    )

واما...

بریم سر اصل مطلب

براتون یه سری عکس اوردم باقلبا

با لبات بازی می کنه!!!

اگه نبینی ضرر می کنی بد رقم

حالا خود دانی!!!

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 شهریور1385ساعت 4:19 بعد از ظهر  توسط جــــــــــــــــــواد | 

 

دوستان عزیز و گلم سلام

یه هفته به دلیل پاره ای از مشکلات شخصی اپ نکردم

منتظر پست های بعدیم باشم

هم عکس دارم هم........

یه پست ویژه ی ویژه دارم برای ۸ شهریور

حتمآمنتظر اون یکی باشین

خیلی مهمه

فعلآ

یا علی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 شهریور1385ساعت 0:55 قبل از ظهر  توسط جــــــــــــــــــواد | 
 
صفحه نخست
ارتباط با مدير
از گذشته ها چه خبر
حرف اول
اینجا حرف از دل است...از دلهای خسته

از دل مشغولی ها

این دل مشغولی می تواند غربت مهدی باشد یا دوری یار

این دل مشغول می تواند اجتماعی باشد یا سیاسی

این دل مشغولی می تواند روحی باشد یا جسمی

خلاصه اینجا مأمنی است برای دلهای خسته....

مأمنی است برای خسته دلان

پيوندهاي روزانه
خطبه بدون الف امیرالمومنین
فقط دختر خانومائی که شوهر میخوان بیان تو....
اولین قرار ملاقات بعد یه عالمه چت کردن
دل که جوون باشه....
تو هم یه شمع روشن کن
آهای دختر خانومی که از پسرا عقده داری یه سر بزن
کلیپ(اینو حتما برا عشقت بفرست)
کلیپ (چرا عاشق شدم من؟)
عروسیه نا فرجام
موز همه جوره دیده بودیم ولی اینجوریشو...!!!
آرشيو پيوندهاي روزانه
از گذشته ها چه خبر؟؟؟
شهریور 1388
مرداد 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
اسفند 1387
آذر 1387
آبان 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
آرشيو موضوعي
داستانهای کوتاه
روانشناسی
فقط امام زمان...
زنان
عکسدونی
شهدا و جانبازان
دل نوشته...
يه مشت خسته دل
انجمن شعر و ادب دامغان
فال حافظ
راه راست
عکاسخونه
تولد یک مرگ...
نوشته های رنگی
چند قدم تا وصال یار...
به وبلاگ داش سیا خوش اومدید
وبلاگ با حال برا بچه های باحال
داستان نویس بچه گانه
دست نوشته های نیما
اهنگ های جدید...
بدون شرح.....
دل خسته
اسکول
چه کسی بهتر از خدا؟؟؟
راستي افسانه بود يا واقعيت؟
نی نامه
دوستداران جواد کاظمیان بیان تو...
رازهای شاد زیستن(الهام و صفورا)
بهترین عکسها(پویا)
ستاره خاموش
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

ديجيتال کيوان

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

حمايت مردمي از دکتر احمدي نژاد