![]() |
![]() |
|
| به نام آنکه ابری را میگریاند تا گلی را بخنداند... |
|
« تقدیم به مردان آسمانی سرزمینم ایران »
اين سرزمين تا ابد شاهد پرواز كبوترانش به نور است......
من از شرق از سرزمين قصه هاي خوبن عشق هاي نرم و بزرگ ، كشور جذبه و آرامش،حماسه
و نبوغ و روشنايي....كشور چمران ها و همت ها ،كشور سراسر گذشت و ايثار.....
جايي كه روزي تاريخ چهره خون و نا عدالتي اش را با قساوت به ديار مردماني با دل هاي كبير
و روح هاي آرام شان آورد.تا به همه دنيا ياداوري كند اين كشور مردماني بي همتا را در خود
مي پروراند.جايي كه زماني در اوج دود و تانك وصداي گلوله و جيغ كودكان تا چشم كار مي كرد نور
بود و اميد....
اين آسمان زميني، افسانه نيست و از خيال يك نويسنده زبر دست سرچشمه نگرفته است.
![]() اينان روزي ، روزي نه، همچنان افتخار اين سرزمين اند.اينان آبروي نسل امروز و نسل فرداها هستند..
من،مني كه از بي مهري اين نسل شكوه دارم تا كنون چگونه عشق و مهر آن مردمان رادر پي این
نسل روان كردم؟
چگونه ياد اوري عظمت رفتاري آنان بوده ام؟
چه ابلهانه استدلال هاي عاقلانه كردم؟
و پند و اندرز هاي دلسوزانه و آزاردهنده دادم.....و پرنده زندگي را بر خود سياه كردم..
نیازی به دلسوزی و خشونت و توهین نیست.هر دلی عقل خویش را دارد دل
این مردمان باید بشنود ،باید خطر را حس کند تا عشق بازی را نشان تاریخ دهد.
هر دلی عقل خویش را دارد و این عقل همه ابعاد وجود و همه نیازها و دردهای روح و همه چیز و
همه چیز رادر آنچه می داند و می بیند محدود می کند .
افراد اندکی چشم های دل را بسته اند و کورکورانه دل به فراموشی گذشت فهمیده ها و ایثار
همت ها و قلم چمران ها و عشق سربازانی آزاده، به ناموس و میهن وامام خویش دادند. اینان
اسیر ناآگاهی خویش و کوتاهی من و تو و بی فکری خویش شدند.
شاید لازم است بگویم که اگر من و تو امروز به داشتن کشوری آزاده مغرور
هستیم نتیجه عشق ورزی ومیهن دوستی مردمانی از جنس اب هست .
![]() امروز با نگاهي نو،با دلي بي ريا به اين مردماني كه ناخواسته نقاب خاموشي و فراموشي بر
چهره زدند(عده اي از درد وجدان و عده اي از درد نا آگاهي) یاد اور باشیم ايمان جانبازان و ايثار و
گذشت آزاده ها و پرواز شهدا را، تا هم مقدس بشماريم ياد آنان را و هم مشعل داري براي راه
آسماني شان باشيم.
![]() جهت حمایت از یک رزمنده نویسنده دلسوخته بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.
وقتی دل بسوزد ، چه باک که جسم هم بسوزد!
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه 31 شهریور1386ساعت 12:1 بعد از ظهر توسط جــــــــــــــــــواد |
|
|
رمضان ماه خدا
رمضان آمد و ما خسته دلان در خم کوچه
بنشستیم که شاید کسش آید و رساند ته کوچه اگر آید کس و ما را به چنین وضع بیند ته کوچه نرساند در همان جا برهاند وکند قطع امید از من وتو و بگوید تو که هستی متشیع به چنین وضع نشستی چه توقع ز بقیه تو دلم را بشکستی و رود تا که رساند نفری را ته کوچه و تو اینک بنشستی وسط راه و تو باید بنشینی تا که شاید بشوی مورد و مقبول اله بنشین در وسط راه و بمان منتظر سال دگر تا که شاید کسش آید تا دوباره نظری سوی تو و ما بکند رمضان ماه خداست و خدا دوست بدارد نفری را که کند صید کسش را به محبت او بود منجی عالم که کند عدل به پا در همه عالم او کند سیر در احوال من و تو که اگر بود امیدی به ره آرد به ته کوچه رساند
رمضان ماه خداست
خداوندا ! به حق این ماه و به حق کسی که از ابتدا تا انتهای آن، به بندگی تو پرداخته مثل فرشته ای که او را مقرب درگاهت ساخته ای و یا پیغمبری که به رسالت مبعوث نموده ای و یا بندة شایسته ای که از خواص، قرارش داده ای از تو درخواست می کنم که بر محمد و اهلبیت او درود فرست و ما را اهل کرامتهایی قرار ده که در این ماه به اولیائت داده ای و آنچه که در حق ساعیان در طاعت و بندگیت لازم کرده ای در حق ما نیز واجب گردان و ما را در زمرة کسانی قرار ده که در پرتو رحمت تو شایستگی جایگاهی رفیع در نزد تو را به دست آورده اند........ . آمین
مدیریت وبلاگ در نظر دارد به مناسبت طرح ختم قرآن کریم را در این ماه سراسر نور و رحمت با کمک و یاری شما عزیزان اجرا کند.
دوستانی که تمایل دارند در اجرای هرچه بهتر این طرح با قرائت قرآن کریم ما را یاری کنند جهت کسب اطلاعات کافی و اطلاع از چگونگی اجرای طرح به ادامه مطلب مراجعه کنند.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 21 شهریور1386ساعت 1:49 بعد از ظهر توسط جــــــــــــــــــواد |
|
|
دوستان از گل بهترم سلام اگه کسی بیاد پیش من بشینه و ادعا کنه که تو زندگیش هیچ مشکلی نداره به جرات میتونم بگم که دروغ میگه . اما به نظر شما راه و روش کنار اومدن با مشکلات به چه شکلیست؟؟؟ هرکسی با یه روشی خودشو با مشکلات زندگیش درگیر میکنه و در صدد حل مشکلاتش بر میاد... اما...
در ادامه مطلب مقاله ای رو در این رابطه قرار دادم با عنوان
« لیوان آب را همین امروز زمین بگذار!!! »
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 15 شهریور1386ساعت 7:55 بعد از ظهر توسط جــــــــــــــــــواد |
|
|
دوستان عزیزم سلام قبل از هر چیز اجازه بدین برم سر اصل مطلب امروز بزرگترین و باشکوه ترین و قشتگترین و به یادماندنی ترین روز زندگی منه مطمئنم تا عمر دارم امروزمو فراموش نمی کنم و تا آخر عمر به درگاه خدا شکرگزارم به خاطر این لطفی که در این روز بزرگ بهم عنایت کرده امروز ۷ شهریور ۱۳۸۶ برابر با ۱۵ شعبان ۱۴۲۸است بچه های عزیز امروز از تین نظر برای من استثنائی و خاطره انگیزه که سالروز تولد من با سالروز میلاد یگانه منجی عالم بشریت تو یه روز قرار گرفته.... باور کنین سر از پا نمیشناسم از خوشحالی فقط از امام زمان میخوام حالا که این لطف شامل حالم شده خودش تو این سال یه نگاه ویژه بهم داشته باشه و اون گره ای که خودش بهتر میدونه چیه و تو زندگیم افتاده به زودی زود باز کنه دیشب(شب میلاد) که توفیق داشتم و مسجد جمکران بودم ازش خواستم حالا که امسال روز جشن تولدمون یکی شده دعای مخصوصشو از این بنده رو سیاه دریغ نکنه و گره کور زندگیمو وا کنه... از همه شما عزیزان هم میخوام قبل از اینکه واسه من دعا کنین بیاین همه دستامونو به طرف آسمون بگیریمو از صمیم قلب برای فرج فریادخواه عدل و داد دعا کنیم... اللهم عجل لولیک الفرج
آقا اجازه ! اين دو سه خط رو خودت بخوان قبل از هجوم سرزنش و حرف ديگران آقا اجازه ! پشت به من كرده قلبتان بار ديگر نمي دهد به دلم روي خوش نشان قصدم گلايه نيست ، اجازه ! نه به خدا اصلا به اين نوشته بگوييد داستان من خسته ام از آتش و از خاك ، از زمين از احتمال فاجعه ، از آخرالزمان آقا اجازه ! سنگ شدم مانده در كوير باران بيار و باز بباران از آسمان اهل بهشت يا كه جهنم ؟ خودت بگو آقا اجازه ! ما نه در اين و نه در آن يك پاي در جهنم و يك پاي در بهشت يا زير دستهاي نجيب تو در امان .................... آقا اجازه ........................................... باشد ! صبور مي شوم امّا تو لااقل ....دستي براي من بده از دورها تكان...
دلم میخواد شما هم تو این قسمت حرفای دلتونو با امام زمانتون بگین با جواب به این سوال: اگه امام زمان رو ببینین اولین حرفی که بهشون میزنین چیه؟؟؟
ميلاد مبشر زيبايي،نور چشم محمد،يوسف زهراي اطهر،سنگر آرام دل شيعيان
حضرت اباصالح المهدي (عج)
بر شما سروران گرامي نورباران و تهنيت باد
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 7 شهریور1386ساعت 2:27 بعد از ظهر توسط جــــــــــــــــــواد |
|
|
صفحه نخست ارتباط با مدير از گذشته ها چه خبر |
| حرف اول |
|
اینجا حرف از دل است...از دلهای خسته
از دل مشغولی ها این دل مشغولی می تواند غربت مهدی باشد یا دوری یار این دل مشغول می تواند اجتماعی باشد یا سیاسی این دل مشغولی می تواند روحی باشد یا جسمی خلاصه اینجا مأمنی است برای دلهای خسته.... مأمنی است برای خسته دلان |
| آرشيو موضوعي |
|
داستانهای کوتاه روانشناسی فقط امام زمان... زنان عکسدونی شهدا و جانبازان دل نوشته... |
|
RSS
|