تبليغاتX
به سرای خسته دلان خوش آمدید.....
به نام آنکه ابری را میگریاند تا گلی را بخنداند...

 

نوحه سر کن آسمان این داغ ، داغ دیگری است...!!!

 

سلام...

یه سلام کوتاه با یه آغاز کوتاه....

امشب نه حس و حال حرف زدن هست نه احوالپرسی...

امشب میخوام با هم دیگه فقط بشینیم و اشک بریزیم...

میخوام بگم براتون از صورت نیلی سه ساله....

میخوام داد بزنم از غم غربت حسین...

میخوام بگم براتون از یه گلوی پاره پاره شده....

گلوی یه نوزاد شیر خوار شش ماهه

 

 

امشب خیلی حرفا دارم برای زدن...اما بغضم اجازه نمیده...

میخوام بگم از هلهله کردن بر سر پیکر پاره پاره حجت خدا روی زمین...

 

اگه کمی با دقت گوش بدی خیلی صداها رو میتونی بشنوی امشب...

......صدای خرد شدن استخوانهای حسین ابن علی زیر سم اسبها...

 

 

 

یا بذار برات از گریه های اصغر بگم

وقتی تیر سه شعبه گلوش رو شکاف...

 

 

....صدای ضجه های دختر بچه سه ساله گوشه خرابه....

 

 

سوز ناله های عمه سادات....

 

 

... صدای العطش العطش طفلان حسین....

 

 

 

......و صدای ابوالفضل که به برادر می گفت تا وقتی زنده ام منو به

خیمه نبر که روی نگاه کردن به چشم بچه ها رو ندارم....

 

 

 شگفتی را نگر ! همیشه رود به سمت دریا رفته است و اینبار

دریاست که به سمت رودخانه روان است ! دریای دلاوری و عشق !

اندکی می ایستد و چونان مسافری بی برگشت . زاد راه و توشه ای به گوشه

چشم از جمال جلالی برادر بر می گیرد و قدم در راه می نهد.

ابراهیم کربلا باز هم ذبیح دیگری را روانه «منا»ی عشق می کند . آب چون

شکم ماهی موج می زند . مهر فاطمه در محاصره سپاه کین !

آیا او هم تشنه است ؟

او تشنه آب نیست ، آب تشنه اوست ! مردی که همه دریاها تا قیامت تشنه اویند .

مردانه می جنگد و ناجوانمردانه با او می جنگند.

و اینک چون فریادی بلند بر لب فرات ایستاده است...

آب با او دست بیعت می دهد!!!

مشک آبی به عزم حرم بر دوش گرفت ولی خود قطره ای ننوشید .

در مسیر بازگشت کاروانی یک تنه بود با بار آب و روشنایی و حرامیان از

هر سو تیرهای تیرگی و هراس بر او می ربایاندند.از میان حلقه های زره اش

زخم بسان شقایق آفتابی میشود. کار جان فشانی او بالا گرفته و

ناجوانمردی اشقیا نیز!!!

 

مقاتل نوشته اند : آب بر خاک ریخت...

عاشقان می گویند : عرش آبرو گرفت...

راویان گفته اند : دست بریده بر خاک افتاد...

عاشقان گفته اند : ایمردی معنی گرفت...

 

و ماتمیان می گویند :

 

نوحه سر کن آسمان این داغ ، داغ دیگری است

 

 

 

السلام علی الحسین

و علی علی ابن الحسین

و علی اولاد الحسین

و علی اصحاب الحسین

و علی اخیک الابوالفضل العباس

 

التماس دعا

+ نوشته شده در  شنبه 22 دی1386ساعت 1:38 قبل از ظهر  توسط جــــــــــــــــــواد | 

 

خورشیدِ زمستان ، بی غیرت است....!!!

 دوستان گلم سلام

خوبین ایشالا؟؟؟

مارو نمیبینین خوشحالین؟

خب ! بالاخره منم یه دوره نه چندان خوب رو پشت سر گذاشتم و امیدوارم

دوباره بتونم خودم رو تو دل شما دوستای قدیمی جا کنم...!!!

 یه مدت یکم اوضاعم خوب نبود...یکم بی حوصله شده بودم.

اما الان به لطف خدا و احوالپرسیهای پی در پی شما !!! (  ) بهترم و

دوباره برگشتم...

امروز یعنی ۱۷ دی ۱۳۸۶ یکی از سردترین روزهای ۵۰ سال اخیر کشور

عزیزمون ایرانه

جدا حال و هوای توپیه...مخصوصا واسه بچه مدرسه ایهای تنبل که خدا خدا

میکردن  و حاضر بودن کلی نذر و نیاز کنن تا حتی یه روز تعطیل بشه اما دولت

یه حال مفت و مجانی بهشون داد و .... دیگه ادامه ماجرا رو خودتون

میدونین دیگه....

(نمونه اش خواهر خودم که وقتی خبر تعطیلی رو از اخبار شنید یه لحظه

احساس کردم اون زلزله معروفی که چندین ساله قراره تو تهران بیاد اومده و

داره خونه رو سرمون خراب میشه...جدا لحظه سختی بود اون لحظه ای که

مجبور بودیم صدای جیغ و دادش رو از خوشحالی بشنویم....)

 

 

خب حرف زدن بسه...

آخ داشت یه چیزی یادم میرفت....

میخوام از همه عزیزانی که تو پست قبلی با قدوم سبز و حضور گرمشون و با

پیام های تسلیت قشنگشون مرحمی شدن بر دل پر دردم تشکر کنم و

دستای مهربونشون رو از راه دور ببوسم...

از همتون ممنونم

ایشالا تو شادیهاتون جبران کنم....   

خب حالا میرسیم به این پست

اول طبق روال معمول سرای خسته دلان ۳ کامنت برگزیده پست قبلی و بعد چند

عکس زیبا از روزهای برفی  و بعد شما رو به خیر و ما رو به سلامت !!!

 

کامنت های برگزیده پستِ " و محمد هم رفت..."

 و باز هم من موندمو این درد درونمو بازی با کلمات دردناک و سوزناک و .....
و امروز باز هم قانون خدا (انا لله و انا الیه راجعون) دلهای بسیاری را سوزاند و زخمی گران و دردناک بر دلهای عاشقان محمد به یادگار نهاد . دارم از ته دل نظر می دم تو این پست و ساعت نشانگر لحظه های سکوت و تنهایی من است , در این ظلمت شب . دارم صدای نفیر درد و ناله را از اعماق دلم می شنوم که دوان دوان بدنبال همین حروف بر روی صفحه مینشینند . محمد رفت و من هنوز دنبال او می گردم تا دلی که به یادگار پهلویش گذاشتم را ازش پس بگیرم و دلش را که به رسم امانت ازش گرفت بازپسش دهم . این رسم دلدادگی است و اما محمد دیگر نیست تا قانون دلدادگی را اجرا کند .
جواد یادمه روزی که به ملاقاتش رفتیم تو بیمارستان بقیه ا... . وقتی به یاد اون بوسی که از پیشونیش کردم میفتم دلم آتیش میگیره . وقتی یاد حرفش که میگفت : ایندفه اومدید زودتر زنگ بزنید من از بیمارستان فرار کنم بریم رستوران غذا بخوریم و ....... وقتی یادش میفتم دلم جهنم میشه .
2 هفته قبل از رفتنش بهش گفتم : جوون دنیارو چه رنگی می بینی ؟ گفت : مشکی متالیک . و واقعاً دنیا با رنگ مشکی متالیک چطوریه ؟؟؟!!
گاهی وقتا بعد از اشک ریختن می فهمم این زاری کردنا هیچ فایده ای نداره و باز بیشتر از اعماق وجودم می سوزم . خاطراتش مثل بنزینیه که توی جهنم دلم ریخته میشه . اتقدر دوست دارم تمام دنیای دلمو همین الان تا صبح بریزم بیرون تا خالی شم اما مگه داغ این درد عزیم تموم میشه ......
غم از دست دادن یار به خدا خیلی سخته . به ولاه آدمو پیر میکنه .
بگذریم و این گذشتن بسی پشت پرده چیزها دارد ......
خدایا با اولیای خود محشورش بدار

اَللّهُمَ عَجِّل لِوَلیِکََ الفَرَج و العافیَه و النَّصر وَ جَعَلنا مِن اَنصارِه و اَعوانه

حمید : ......

خسته دلان : حمید جان ممنون از حضور گرمت . محمد از دوستای نزدیک من و

حمید بود و ما دوتا خاطرات مشترک زیادی با محمد داشتیم....روحش شاد

 مرگ بخشی از زندگی است. شما به عنوان یک انسان ، حاضر نیستید با مرگ کسی مواجه شوید در صورتی که این مساله بخش بزرگی از زندگی ما را تشکیل می‌دهد.اگر تجربه ی شخصی از مرگ داشته باشید، می‌دانید که احساس اندوه عمیقی به خانواده فشار می‌آورد. اندوه هر شخصی متفاوت از دیگری است و هیچ دو نفری تجربه ی مشابهی در این زمینه نخواهد داشت.
مدت زمان این غم و اندوه برای هر شخصی فرق می‌کند. این‌جا ما در مورد روش‌های درست و نادرست عزاداری بحث نمی‌کنیم، بلکه کنار آمدن با آن چیزهایی که‌ در زندگی‌مان دوست‌شان داشته‌ایم ولی از دست‌شان داده‌ایم مورد بحث است.

پذیرش، التیام بخش است
در طی این دوران احساس بی‌هدفی و پوچی امری طبیعی است. آن چنان غرق در گذشته می‌شوید که چیزهایی مثل خوردن، خوابیدن و یا انجام دادن کارهای دیگر را حس نمی‌کنید.
بهترین راه حل در این لحظه این است که احساسات درونی‌تان را با شخصی در میان بگذارید. نگه داشتن مسایل در درون‌تان تنها درد و رنج‌تان را طولانی‌تر می‌کند.
داغدیدگی سفری است که باید سپری شود. این تجربه باعث کشف مقاومت و توانمندی‌های درونی و شخصی شما می‌شود. با نزدیکی به دوستان و اعضای خانواده یاد می‌گیرید با این مساله کنار بیایید نگاه مثبت و خوش‌بینانه اطرافیان به زندگی‌تان باعث می‌شود آسان‌تر برفراز و نشیب‌های احساسی‌تان سوار شوید و آن‌ها را درک کنید.

سلام جواد عزیز
غبطه گذشته از دست رفته و فراق یاران سفر کرده هیچ دردی را دوا نمیکند .
تلاش کن که بهتر بمانی و قدر بودنها را بدان که دفعتا واحده از دست خواهد رفت
به اینده بنگر و تلاش کن تا انچه داری را قدر بدانی و بیهوده بر باد ندهی که افسوس بیشتر اندوه بیشتر را به ارمغان خواهد آورد .
خدایش بیامرزد و روح ژاکش را با بندگان صالح خدا محشور گرداند و صبر لازم را به خانواده اش نصیب گرداند .

حاج علی :   http://akherat.persianblog.ir/

خسته دلان : حاج علی فقط می تونم بابت حرفای قشنگ و

التیام بخشت ازتون ممنونم.... !!!

من کنت مولا فهذا علی مولا .....در غدير خم علی شد جانشين جان خويش ...در کمال شوق دستش داده بر جانان خويش ...آن دو مه را کوئيا نبود اندر ميان ....ماه کعبه می درخشد در دل جانان خويش ...جمله انجم سر به تعظيمش فرود آورده اند ...گوئيا مولا علی را کرده حق مهمان خويش ...او ولی حق بود اين را رسول الله گفت ...زين سبب ميسازد او را يار و هم پيمان خويش ...گفت من بر هر که بودم سرور و پير و مراد ...زين پس آرد نزد حيدر تحفه آن ايمان خويش ...دست او را می فشارم چون علی جان من است ....کيست در عالم گذر سازد دمی از جان خويش ....عيد سعيد غدير خم و ولايت امير المومنين بر همگی مبارک باد ..........يا حق

رضا : http://island1383.persianblog.ir/

خسته دلان :  تا یادم نرفته بگم که یه معذرت خواهی بابت غیبتم تو بزرگترین عید شیعیان ، عیدالله اکبر ، عید سعید غدیر به شما عزیزان بدهکارم . امیدوارم منو ببخشید . در ضمن از آقای رضای گل و تمامی عزیزانی که برای تبریک این عید قدم رنجه فرمودن کمال تشکر را دارم.

 

 

این هم گوشه ای از هنر انسان ها تو روزای سرد و برفی

 

 

و این هم گنبد طلائی حرم امام رضا (ع) تو زمستون ۸۶ 

 

 

و اما حسن ختام این پست

قطعه شعری از مهدی اخوان ثالث با نام

" زمستان " 

(علاقمندان می توانند شعر زمستان را در ادامه مطلب ملاحظه فرمایند.)

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 17 دی1386ساعت 5:56 بعد از ظهر  توسط جــــــــــــــــــواد | 
 
صفحه نخست
ارتباط با مدير
از گذشته ها چه خبر
حرف اول
اینجا حرف از دل است...از دلهای خسته

از دل مشغولی ها

این دل مشغولی می تواند غربت مهدی باشد یا دوری یار

این دل مشغول می تواند اجتماعی باشد یا سیاسی

این دل مشغولی می تواند روحی باشد یا جسمی

خلاصه اینجا مأمنی است برای دلهای خسته....

مأمنی است برای خسته دلان

پيوندهاي روزانه
خطبه بدون الف امیرالمومنین
فقط دختر خانومائی که شوهر میخوان بیان تو....
اولین قرار ملاقات بعد یه عالمه چت کردن
دل که جوون باشه....
تو هم یه شمع روشن کن
آهای دختر خانومی که از پسرا عقده داری یه سر بزن
کلیپ(اینو حتما برا عشقت بفرست)
کلیپ (چرا عاشق شدم من؟)
عروسیه نا فرجام
موز همه جوره دیده بودیم ولی اینجوریشو...!!!
آرشيو پيوندهاي روزانه
از گذشته ها چه خبر؟؟؟
شهریور 1388
مرداد 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
اسفند 1387
آذر 1387
آبان 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
آرشيو موضوعي
داستانهای کوتاه
روانشناسی
فقط امام زمان...
زنان
عکسدونی
شهدا و جانبازان
دل نوشته...
يه مشت خسته دل
انجمن شعر و ادب دامغان
فال حافظ
راه راست
عکاسخونه
تولد یک مرگ...
نوشته های رنگی
چند قدم تا وصال یار...
به وبلاگ داش سیا خوش اومدید
وبلاگ با حال برا بچه های باحال
داستان نویس بچه گانه
دست نوشته های نیما
اهنگ های جدید...
بدون شرح.....
دل خسته
اسکول
چه کسی بهتر از خدا؟؟؟
راستي افسانه بود يا واقعيت؟
نی نامه
دوستداران جواد کاظمیان بیان تو...
رازهای شاد زیستن(الهام و صفورا)
بهترین عکسها(پویا)
ستاره خاموش
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

ديجيتال کيوان

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

حمايت مردمي از دکتر احمدي نژاد